يه خبر مهم: رسيدگي به شكايات هم اينترنتي شد. به جان خودم!! ببينيد شما اگه از هر جايي و هر مشكلي براتون پيش اومده باشه ميتونيد از طريق سايت مخصوصي كه قوه قضائيه جديداً راهاندازي كرده، مشكلتونو حل كنيد.
من فكر ميكنم كه بعد تلاش تمام و بيوقفه كارشناسان خدوم داد*گست*ري و پس از عمل كردن ك* و*.... گشاد بعضي از وكلا و كارشناسان و مسئولين و كارمندان ادارات مربوط به قوه سوم، اين نتيجه بزرگ حاصل شده. باور كنيد. اصلاً نميتونيد تصور كنيد كه اين كارمنداها و از اون مهمتر رئيسهاي بزرگ و كوچكشون با چه دلسوزي و چه صادقانه و بيچشمداشت و اینقدر سر به زیر که فقط زیر میز را نگاه میکنن، همچين عين جت، سه سوت كارتون را انجام ميدن. حتي از پرسنل خدوم اداره بيمه هم بهتر هستن. باور كنيد
من خودم يه نمونه عيني زنده هستم!!!
چهار سال پيش (دقت كنيد چهار سال پيش. يعني دقيقاً ارديبهشت 1384) گزارش اف اس و بي پي يه طرح بزرگ كشوري را تمام كردم و كار را با حسن نيت تمام به مدير عامل كارفرما تحويل دادم و حتي ازشون امضاي تأييد پايان كار گرفتم، چي شد؟؟
چيز خاصي نشد. كارشون را پيش بردن و پول بنده را ندادن!!! يه شش ماهي با هم جلسه و بحث و بررسي، آخر سر رئيس هيأت مديره شركت كارفرما كه به اصطلاح امروزيها، آدم كلهگندهاي هست و خرش چهار نعل ميره، خيلي شيك گفت اصلاً نميخوام پول شما را بدم.!!!!
ميدونيد دليل اين كارش چي بود؟؟؟؟ رئيس هيأت مديره با اينكه حدود پنجاه سال سن داشت + دو تا پسر بزرگ كه هر دو دانشجو (خارج كشور) بودند و دو تا همسر + مقادير نا متناهي جي اف داشتند، باز عشق سركار خانم مدير عامل را در ذهن ميپروراندند و از بد روزگار من توي مدت همكاريم با اون شركت با سركار عليه خانم مدير عامل يه خورده رفيق شديم.
دقيقاً از شانس بسيار خوب بنده، همزمان با تمام شدن كار، رابطه خانم مدير عامل با اين آقا به هم خورد و براي جز درآوردن همديگه، يه سري نيروها را مرخص كردند و پول من را هم ندادن
بگذريم. چون قانوناً حق با من بود و سند و مدرك به اندازه كافي داشتم، رفتم وكيل گرفتم و شكايت كردم.
نتيجه:
تا همين امروز كار طول كشيده (هنوز). كلي پول وكيل، پول باطل كردن تمبر، پول كارشناس دادگاه، كارشناس بررسي گزارش و كوفت و زهر مار دادم!!! وقتي كه صرف كردم و از اين ور به اونور و ديدن اين و اون هم به كنار!!! يك ماه پيش وكيلم تماس گرفت و گفتند كه امروز دادگاه بودند. حكم به نفع من صادر شده ولي هنوز ابلاغ نشده. يعني هنوز ماشين نشده و ابلاغ هم نشده.
امروز با وكيلم حرف زدم. بعد يك ماه هنوز كه هنوزه حكم ماشين نشده و ابلاغ هم نشده. آخه منشي دادگاه هنوز حال نميكنه حكم منو ماشين كنه و يه مهر هم بزنه روش!!!! اصلاً بنده خدا وقت نميكنه. شما كه نميدونيد چه كار سختيه اين ماشين كردن!!!! شماها كه خبر نداريد چقدر اينها بيزي هستن!!!
بعد اون
اگه، اگه حكم ابلاغ بشه، مثل اينكه جناب خوانده 20 روز كاري وقت داره اعتراض بكنه!!! كه در صورت همچين چيزي ميره دادگاه تجديد نظر و ................ گاوم دوباره زايمان ميكنه
اگر اعتراض نكنن، 30 روز (اينو دقيق متوجه نشدم) وقت دارن كه چكي در وجه من بكشن و مبلغ مورد شكايت را به من بدن. اگر ندن دوباره يه چند وقتي من مهلت دارم تا سند ببرم و اموال منقول و غيرمنقول اوشونها را معرفي كنم و بعد حكم ددگاه بگيرم و برم توقيف كنم!!!!!!!!!!!!!!!! حالا از سر قبرم ميرم سند اموال ميارم!!
فكر كن.
ناگفته پيداست كه وقتي آدمهاشون اينجوري كار پيش ميبرن، سايت و مراجعه غير حضوري و اين قرتيبازيهاي مزخرفشنو چقدر كار پيش ميبره
نتيجهگيري اخلاقي: آقا دزد بودن و مال مردم را خوردن خيلي خيلي آسونتر از اين حرفهاست. پس راحت باشيد. كه دست مظلوم بينوا به هيچ جا بند نيست. اصلاً ظواهر نشون ميده كه عمر مظلوم كفاف نميده كه بخواد پيگيري كنه. اوهههههههههه اينقدر راه داريد كه همينطور تا قيام قيامت بپيچونيدش. تازشم دادگاه با شماست. باور كنيد
پ. ن. 1 :يادمه يه كارتون ميديم به نام واتو واتو. داشتم فكر ميكردم كه اي كاش ورژن جديدش هم به بازار ميومد.
اسرار آميز، باورنكردني، عجيب، اعصاب خورد كن، بيملاحظه، از خودراضي .............. موجود دوپايي به نام مادر شوهر
پ. ن. 2: چقدر زود گذشت. پارسال همين موقع داشتم براي سيزده رجب نقشه ميكشيدم. واي كه چه زود گذشت. امسال اما، به ياد تكتك خاطرات پارسال هستم. ازین صحنه پرهیاهو........نجاتم بده.
پ.ن. ۳: انگاری در مورد همه چیزای دنیا استثنا وجود داره. لذت میبرم که من همیشه توی استخر خالی میپرم. اونم از روی دایو! حالا یا با سر یا با ته

