زده به سرم اينجا را ببندم
(ولي اگر ببندم اثبابكشي ميكنم ميرم يه جاي ديگه
)
به نظرم از جمله مواردي كه توي وبلاگ نويسي حال آدم را ميگيره و بعضاً آدم را مجبور ميكنه كه كركره را بياره پايين و بره يواشكي از يه جاي ديگه شروع كنه ميتونه اينها باشه:
1- وجود آدمهاي بي فرهنگ، فضول و بيادبي است كه تحت عنوان "يه دوست"، "گمنام"، "وبگرد"، "بينشون" و .... از اين قبيل مرتب پيغام خصوصي ميذارن. يكي نيست بهشون بگه تو كه جنبه نداري .... ميكني سرتو ميندازي پايين ميايي وبلاگ يكي ديگه را ميخوني و از اون بدتر اينقدر به خودت اجازه ميدي كه كامنت خصوصي بذاري. خيلي دلت ميخواد بقيه از بيانيههاي شما استفاده كنن و فيض ببرن، برو سر منبر. تمام تكيهها و مجلسها و ..... كشته مرده كسي هستن كه بره سر منبر و براشون آسمون ريسمون ببافه و بحث كنه. مردم را ارشاد كنه و از غول و ديو و جن و پري بترسوندشون![]()
2- وجود همكاران محترمي كه آدرس وبلاگ و مشخصات و شماره شناسنامه ننه گاو مشتي حسن خان شما را بلدن و سريع همه اين مشخصات را با نمك و فلفل اضافي تقديم رئيس و حراست و كوفت و زهر مار ميكنن. بعدشم يواشكي واسه بقيه همكاران تعريف ميكنن كه به به طرف يه وبلاگ داره حرفهاي سياس... توش مينويسه. يه وبلاگ داره كه توش نوشته آخر هفته خبرش داشته چه غلطي ميكرده. نوشته سر آدمها را ميبره ميزنه به ديوار خونش!! با از ما بهترون رابطه داره!! پارسال رفته بود دور دنيا!!! اينجوري نگاش نكنيد ها سه برابرش زير زمينه ........طرف طرز فكرش اينجوريه!!! عجب آدميه ها!! گولشو نخوريد!!!!!!!!![]()
3- وجود آشناياني هست كه حالا به هر ترتيبي ميدونن كه اين وبلاگ متعلق به شماست. يه مطلب مينويسي پشت سرش اس ام اس و زنگ و ايميل شروع ميشه كه با ما بودي؟؟؟ منظورت من بودم؟؟
آخه بابام جان اصلا نخون. تو كه جنبه نداي تو كه به خودت شك داري براي چي قدوم مباركتونو روي تخم چشم وبلاگ يكي ديگه ميذاريد؟؟ عجب ها. دموكراسي يعني اين!!! حتي حق نداري تفكرات خودت را توي يه صفحه اينترنتي بنويسي. اصلا دلم ميخواد اراجيف ذهنيمو بنويسم. دلم ميخواد غر بزنم. به تو چه ربطي داره؟ بايد جواب پس بدم؟
چرا اينو نوشتي؟ منظورت كي بود؟ چرا اينجوري هستي؟ ظاهرت اينو نشون نميده؟ باطنت اونو نشون نميده؟ بچهات معتاد شده؟ با شوهرت مشكل داري؟ مشكل مالي داري؟ ايني كه نوشتي قلي را ميگفتي؟ نقي را ميگفتي؟
مريم مگه تو دختر داري؟ چرا نوشتي دخترم؟ تو مگه كار ميكني؟ تو مگه دست داري؟ تو مگه اينترنت داري؟ ![]()
عجب آزادي؟ آخه بگو چي به تو ميدن؟ نخود هر آش. ![]()
گفتم صنم پرست مشو با صمد نشين گفتــا به كوي عشق هم اين و هم آن كنند
گفتــــم هواي ميكــده غم ميبرد ز دل گفتا خوش آن كسان كه دلي شادمان كنند
پ. ن. مطمئن هستم كه شما دوستان عزيز نيز همچين تجربيات تلخي را داشتين.

