هميشه برام سئوال بوده كه چرا خيلي از ماها در مورد ميزان درسي كه خونديم دروغ ميگيم. مثلا فردا آزمون دكتراست و زنگ ميزنيد دوستتون با اين نيت كه بهش روحيه بدين و يه خورده انرژي مثبت تزريق كنيد. (شما اصلا ثبت نام نكردين كه بخواهيد رقيب اون حساب بشيد)
من: خوب دكي جون ديگه حسابي درس خوندي و فردا ميري كه سدها را بشكني.
اون: مريم جون تو كه ميدوني دكترا همش پارتي بازيه. هر دانشگاهي فقط بچههاي خودش را ميگيره. امتياز مقاله و اين حرفها الكيه.
من: آره عزيزم. تو هم كه هم ليسانس هم فوقت همينجا بودي. نگراني نداره. ولي در كل فكر اين چيزها را نكنن. اگه نمره كتبيت خوب بشه ديگه تمام. ![]()
اون: واله من هيچي نخوندم!!!!!! آخه من نتونستم درس بخونم!!!!! خيلي درس نخونده دارم. ديگران خودشونو كشتن. من يه دور هم نزدم. همينطوري الكي دارم ميرم امتحان بدم. شايدم نرم. دارم فكر ميكنم بد نيست فردا صبح خواب بمونم و نرم امتحان بدم!!!!!!
من:
(با خنده) ببينم نكنه مژه چشم گوساله زن پسر عموي نوه عمهام درد ميكرد كه نتونستي درس بخوني؟؟؟ بابا ديگه ما را سياه نكن. تو مگه مرخصي نگرفتي كه بشيني درس بخوني؟ حالا براي من كه فرقي نميكنه. اميدوارم به هدفي كه داري برسي. منم از موفقيت تو خوشحال ميشم
اون: باور كن نخوندم. همش روي كتابها خوابم ميبره. حس درس خوندن ندارم. از بيكاري گفتم ثبتنام كنم!! اداره هم خودمو زدم به مريضي و دم پزشك معتمد را ديدم واين حرفها. گفتم مفت باشه كوفت باشه. شش ماه مرخصي زدم بر بدن. الكي
من: بميرم. آخي.
حالا همينطوري الكي برو ببين چه جوريه. با سئوالها آشنا ميشي. (توي دلتون: اي خرخون عوضي. تو الان شش ماهه كه پاتو تا سر كوچه نذاشتي. نه مهموني نه هيچي. از اون بدتر من كه رقيبت نيستم. حالا اگه بگي درس خوندي و قبول نشي من ميام اون نشان شير نشان را از روي شونت برميدارم؟؟؟)
اون: اره. برم بچهها را ببينم. روحيم عوض بشه. بيشتر جنبه تفريح داره. مريم جون تو چرا ثبتنام نكردي؟
من: دلم نخواست. حوصله خر زدن ندارم. من نميتونم مثل تو مرخصي بگيرم و بسط بشينم توي خونه روي كتابها ولو بشم بعدشم بگم هيچي نخوندم. همينقدر كه خوندم بسه. ايشااله جنم و عرضشو پيدا ميكنم و ميرم كه مدرك دكترا ميخرم آ تومن. بعدشم زير ميزي ميدم ميشم هيأت علمي دانشگاه ... يه مركز تحقيقات هم .... باز ميكنم .... ![]()
اون: مريم جون منظورت كيه؟
من: يعني چي منظورم كيه؟
اون: لحنت نشون ميده كه منظورت كس خاصي هست!!
من: واهههههه جداًااااااااااااا؟؟ بذار يه لحظه از لحنم بپرسم منظورش چي بوده![]()
اون: مريم جون چرا اينطوري ميگي؟
من: براي اينكه بدم مياد اينجوري فكر ميكني همه مثل خودت دو تا از اون مخمليها دارن
..........
وصال دولت بيـــــدار ترسمت ندهند كه خفتهاي تو در آغوش بخت خواب زده
پ.ن. خدائيش خودم بعدش يه جوريم شد كه اينقدر رك و صريح با شاخ رفتم توي شكمش. ولي ديگه ملاحظه بسه. به قول آرام زندگي گوسفندي بسه

