امروز صبح:
1- صبح اول صبح توي اتوبان داريد چهار نعل ميتازونيد. يه دونه از اين ماشين مدل بالاها مثل يا زهرا جلوتونه و اونم داره صد و بيست را راحت ميره. يه دفعه رانندش ترمز ميكنه. ميتونيد تصور كنيد چه اتفاقي ميفته.![]()
بهتون ميگم. شما هم همچين روي ترمز ميكوبيد كه هر لحظه احساس ميكنيد كف كفشتون داره روي آسفالت كشيده ميشه. هر چي روي صندلي جلو و عقب داريد شوت ميشه توي بغلتون. بوي لنت حالتونو به هم ميزنه. چشماتونو ميبندين و منتظريد كه هر لحظه از عقب يكي بكوبونه بهتون. ولي شكر خدا شانس مياريد و مبينيد كه ماشين عقبي فاصله زيادي باهاتون داشته
دليل اين ترمز ناگهاني چي بوده؟؟
يه سرعتگير فينگيلي خيلي شيك!!!!
حالا كار نداري كه نميدونم اين سرعتگيرها وسط اتوبان چه ميكنند ولي اون راننده جيگر يه لحظه اون كلشو كار نميندازه كه با همچين ترمز ناگهاني يكي از عقب ميزنه بهش و دست آخر راننده خودرو عقب متهم ميشه كه يه راننده زن هست و از اون مهمتر چون مرد هم هستي ميتوني شاكي هم بشي![]()
2- سرپرستتون بيكارتون داره وسط اتاق رژه ميره. يه دفعه مياد ميگه چرا پنجره را باز كردين؟؟؟؟؟ ميخواهيد منو به كشتن بدين (عجب جيگگگگگگگگريه اين سرپرست ما)
يك ساعتي تحمل ميكنيد و از شدت بي هوايي گرما احساس يه ماهي از تنگ افتاده بيرون بهتون دست ميده. يه مسلموني در راه خدا كولر را روشن ميكنه
مدتي بعد دوباره سر ميرسه و با ناراحتي كولر را كه خاموش ميكنه هيچ ............
3- صفحه گوگل تاك را كه باز ميكنيد، ميبينيد يه رفيق شفيق با بيانصافي كامل شما را متهم كرده كه به حرفهاش گوش نميكنيد!!! ميدونيد واسه چي؟ بهتون ميگم
روز قبل:
شما از صبح درگير يه كار مهم هستين. محاسبات و برو و بيا و از همه بدتر توجيه رئيس و اين و اون. توي اين هاگير واگير داريد با يكي از رفقا چت هم ميكنيد (نميدونم اين نشانه فعال بودن زياده يا محبتي كه به اين رفيقتنو داريد). رئيس صداتون ميكنه. كلي كامنت ميده و ميگه سريع تمومش كنيد كه بايد تا نيم ساعت ديگه بريم .... جلسه!!! (توجه داشته باشيد كه روح شريفتون از اين جلسه اصلاً خبر نداشته). شما مياييد پشت ميزتون و فرفرهاي كار ميكنيد و جمع و تفريق و ضرب و تقسيم و .... در ضمن صفحه چت را هم ميبندين. چند لحظه بعد رئيس و معاون فلان قسمت و.... ميان كنار ميزتون و داريد گفتمان علمي انجام ميدين كه تلفن روي ميزتون زنگ ميخوره. همه ساكت ميشن و خيره به شما و دهنتون و تلفن نگاه ميكنن
- بله
- سللللااااااام چطوري خوبي؟
- ممنون. مرسي. خواهش ميكنم. من بعداً باهاتون تماس ميگيرم
- الكي ميگي
- خواهش ميكنم. براتون ايميل كردم.
- الكي ميگي باهات تماس ميگيرم. چيو ايميل كردي؟؟؟ من ايميلم را چك كردم!! مخصوصاً آف لاين شدي. اره؟
- سكوت (چه حس خوبي داريد الان. نه؟؟؟)![]()
- خدافظ (با بغض و ناراحتي)
ديشب:
توي يه خيابون تنگ و دو طرفه و تقريباً پر ترافيك داريد ميريد و در ضمن دنبال مطب دكتر ... هم ميگردين. اون موبايل خاك بر سر دويست تا زنگ ميخوره. جواب نميدين، دواره زنگ ميخوره. جواب ميدين
- سلام چطوري؟
- سلام. مرسي. مريمممممممممم
- ببين من نميتونم با موبايل حرف بزنم. دستم گيره.
- خوب تو گوش بده. نميتوني گوش بدي؟؟؟؟
- هان!!!! به جان خودم گيرم. (حالا توي اين هاگير واگير چشماتون داره دنبال مطب مورد نظر ميگرده، دنده هم عوض ميكنيد، به عالم و ادم و اين شهر و ترافيك و خيابونهاي تنگش فحش هم ميدين، يه جاي پارك هم پيدا كردين و ميخواهيد توي اون محشر كبرا دنده عقب بياييد و دوبل هم پارك كنيد)
- خوب پنج دقيقهاي تمومش ميكنم. من دلم خيلي گرفته. گوش كن
-هان!!!!!!!! (توي دلتون ميتونيد بگيد كه" خدا منو مرگ بده. دل خود من كربلاست. كسي خبر نداره")
5- بازم بگم؟؟؟؟
پ. ن. همکارها و دوستان و خلاصه هر کسی که آشناست و میاد اینجا را میخونه. به جان خودم اگه به خودتون بگیرید و بخواهید گله کنید هر چی فحش آبکشیده و آب نکشیده بلدم نثار روحتون میکنم تا با فرشته ها محشور بشید

