تبليغاتX
دیدار

* توي خوابگاه كه بوديم مشخصه كسايي كه ازدواج ميكردن و يا عقد ميكردن يه چيز بود. "كله زرد". باور كنيد هر دختري كه يكي دو سه هفته مرتب آخر هفته‌ها ميرفت خونشون و بعدش يه دفعه با يه كله زرد كرده و دستهايي پر از النگو و انگشتر ميومد خوابگاه ميفهميديم كه بللللللللللله. كله اينو هم كردن توي كاسه توا .....

يادم مياد توي آموزشگاه آرايش و پيرايش يكي از چيزهايي كه مربيمون هميشه تأكيد داشت اين بود كه بايد هميشه رنگ پوست و چشم يه مشتري را در نظر بگيريد و بعد با توجه به تركيب رنگهاي گرم و سرد موهاشو رنگ كنيد. (من قبول دارم كه اين يه چيز كاملا سليقه‌اي و شخصي هست ولي بايد يه سري اصول را هم در نظر گرفت)

اين روزها خيلي‌ها ميل شديدي به مش كردن و زرد كردن و بلوند كردن و كاهي كردن موهاشون دارن. چرا من دليل اين كارو نميفهمم؟؟؟ (شايد قيافشون خارجي ميشه)

يه دختر خاله فشن دارم كه پوستش خيلي خيلي سبزه است. هميشه توي فاز اينه كه چي مد شده. چه رنگي بورسه و ....در ضمن يه خورده تا قسمتي زيادي تپله.  هميشه ميره موهاشو پايه نه ميكنه. بعدشم زردش ميكنه. حالا يه بار فر شش ماهه ميزنه يه بار هم به زور اتو و هزار تا كوفت و زهر مار ديگه ميخواد صافش كنه. يه بار سيخ سيخه يه بار وسط طوفان وايميسته تا موهاش طوفاني بشه!! صد هزار بار بهش گفتم كه قيافش مثل .... ميشه ولي كو گوش شنوا. ميگه:

مريم جون دو تا دليل داره كه اينجوري به من ميگي. دليل اولش اينه كه تو با رنگ مخالفي بيخودي ايراد ميگيري!!!!! دليل دومش هم اينه كه تو اصلاً از مد هيچي حاليت نيست (حالا ما نفهميديم چه ربطي داره؟؟؟)  

 

* شما جايي را سراغ نداريد سر بفروشن؟ ديگه اين سر واسه من سر نميشه. دائم درد ميكنه. برم بكوبمش به ديوار جاش يكي ديگه بخرم.

 

 * اون دوستم كه پست قبلي گفتم دستگاه گوارشيش ريخته به هم. يه نصيحت پزشكي ديگه هم فرمودند.

نميدونم توي برنامه "به خانه برميگرديم" (فكر كنم اسمش همين بود. ميدونيد كه من با تلويزيون قهرم) يه خانوم متخصص فرمودن "ساعت نه تا يازده شب، معدتون در حال هضم آنچه از صبح خوردين ميباشد بنابراين واسه كمك به معده توي اين ساعات آنتي اكسيدان مصرف نماييد". خوب اين عزيز دل هر شب ساعت نه دو تا گلابي با هم ميل ميكنند (حالا چه شام خورده باشه چه نخورده باشه)!!!!!!!!! اي خدااااااااا

 

* گوشي تلفن يه جورايي با يه چسب (مثل چسب رازي) به دست اين همكار جيگر من چسبيده. روي ميزش هم دو تا دستگاه تلفن داره. اين زنگ ميخوره به اجبار اون يكي را قطع ميكنه. بعد جالب اينجاست كه در حين تلفن زدن حواسش به مكالمات بقيه هم هست. داره با تلفن حرف ميزنه و يه دفعه رو به ما ميگه چي شد؟؟ كي بود؟ كي رفت توي اتاق رئيس؟؟ آقاي فلاني چي گفت؟؟؟؟؟

لذت ميبرم از اين همه شور حسينيش

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 9 AM |

* سرم خيلي خيلي درد ميكنه. به لطف دوست عزيزي كه ديشب توي اعصاب بنده پاتيناژ رفتن و قدمش را روي تخم چشم بنده گذاشتن تا خود صبح كابوس ميديدم. اينقدر بهم انرژي منفي داد كه امروز حس آدمهاي كتك خورده را دارم

واله من به هر زبوني كه بلد بودم به اين خلق‌الله گفتم پاتونو توي كفش من نكنيد. نه كنجكاوي بفرماييد و نه گله كنيد و نه راهنمايي و نصيحت. لطف بفرماييد به قوانين و اصول بنده احترام بذاريد. احترام دوطرفه است ها. منم صبرم تموم ميشه و.....

واله خونش بيكار بوده اومده توي مخ من راه ميره!! تازه آخر شبي يادش افتاده كه من يه آرشيو فيلم خير سرم دارم و ميگه "مريمي از اون آرشيوت يه فيلم بيار ببينيم روحيت عوض شه!!!!"

شيطونه ميگه.........

 

* اين همكار جيگر من اكثر اوقات داره سماق ميمكه و توي اعصاب بقيه قدم ميزنه و با تلفن آمار ميگيره كه كي با كي ازدواج كرد، كي قراره چه بكنه، كجا وام ميدن، كجا ساختمون ميسازن، كدام صندوق چه ميكنه، شركت به كي به چه مناسبت چند داده، كدوم رستوران چي ميپزه و ....... چي به چي شده و ....

قرار شده با بقيه بچه‌ها واسه روز تولدش يه بافتني بگيريم بديم دستش تا كمتر خسته بشه!!! اممممممما از خوب روزگار تمام اسناد و آمار و ارقام و فايلهاي مربوط به.... شركت ... به من و ايشون ارجاع شده و قراره با هم روش كار كنيم. فكركنيد با هم (به جان خودم توي اين مورد روحيه تيم وركي من رفته زير گل) خواهش ميكنم همگي دعا بفرماييد ايشون مرخصي بگيرن، تشريف ببرن جزاير قناري، من خودم دندم نرم همه اسناد و مدارك را به تنهايي ميخونم و گزارش ميدم.

 

* واي امروز يك مدير كوچك مياد اينجا!! چقدر دنيا كوچيكه واله. مدير كوچك من با استفاده از مقادير متنابهي ويتامين پ، يه كار از شركتي كه من الان توش هستم گرفته. جالبتر اينكه امروز مياد طبقه ما و دقيقاً با مدير واحد ما جلسه داره!!! نميدونم ديدن دوباره يك مدير كوچك چه حسي داره؟؟؟

 

 

 

پ.ن. يه روز كه سر حال بودم گزارش كاملي از احوالات اين همكار جيگر مينويسم. (غيبتي خواهيم كرد تا با فرشتگان بيشتري محشور شويم)

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 10 AM |

توي جمع دوستاي  پزشكم كه هستيم توي تعريفاشون ميشنوي كه گاهي اوقات مريضها، خودشون سر خود، يه بلاهايي سر خودشون ميارن كه آدم در منطق اين كار ميمونه

هميشه فكر ميكردم كسايي كه همچين كارايي ازشون سر ميزنه احتمالاً از نظر سواد و تحصيل خيلي خيلي پايين هستن ولي ديشب فهميدم كه هميشه هم اينجوري نيست

ديشب يكي از دوستامو ديدم. رنگ زرد. زير چشم كبود شده و حسابي درب و داغون. گفت دو هفته است كه حسابي سيستم گوارشيش ريخته به هم و ... ايشون توي اين دو هفته دكتر تشريف كه نبردن هيچ، در عوض به اندازه تمام عمر بنده دوغ به همراه ليمو ترش تازه ميل كرده بودن!!! بهش گفتم:

-         دوغ سردي داره. دوغ با ليمو ترش را از كجا اختراع كردي؟ كي بهت گفته؟

-         يه چيزي سر دلم مونده. بايد دوغ و ليمو ترش بخورم تا ببره

-         چي ببره. مگه چي خوردي. من سالم اگه اين همه دوغ بخورم ميمرم. خوب زنده‌اي

-         نه دوغ و ليمو ترش واسه معده خيلي خوبه

-         اينو از كجا ميگي؟ بابام جان يه چايي عرق نعنا با نبات بخور. خوب ميشي

-         نههههههههه. چايي خيلي واسه معده ضرر داره.

-         من كه نگفتم يه گالن چايي يك دفعه بخور. خوب يه ليوان آبجوش و نبات و عرق نعنا بخور

-    نهههههههه. خواهرم گفته چند روز بايد سعي كني هيچي نخوري بعدش دو تا كاسه بزرگ آش رشته با هم بخوري. معدت كامل شستشو ميشه

-         واي. خواهرت سالمه؟؟؟ بابا همه ديگه ميدونن آش رشته با اون همه حبوبات.....حالا خوردي؟

-         آره ديروز بعد ظهر خوردم. ديشب تا صبح توي.... بودم. دارم ميميرم

-         خواهرت ......

-         واه. مريم جون اين چه حرفيه. من مطمئنم كليه‌ام يه چيزيش شده

-    باور كن سطح هوشياريت خیلي اومده پايين. كليه چه ربطي به معده و رودت داره. حداقل يه سر برو دكتر. ثواب ميكني

-         حالا تو شماره يه دكتر خيلي خيلي خوب بهم بده. دكترهاي معمولي كه چيزي نميفهمن

-    حالا در اين نكته كه هر گردي گردو نيست شكي نيست ولي باور كن دكتر معموليها هم بيشتر از خواهرت ميفهمن

-         مريممممممممممم

-         ببين يه دكتر مغز و اعصاب ميشناسم معركه. به نظرم كله‌ات اشكال داره نه كليه‌ات

-         مريممممممممم

 

+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 10 AM |

ديشب بعد يه روز تقريباً خسته‌كننده گفتم فيلم ببينم تا خستگيم در بره. اول كاري فيلم taken را ديم. اصلاً‌نميخوام تبليغ سوء يا غيرسوء بكنم چون شكر خدا نه بازيگران و نه هيچ كدام از عوامل فيلم خاله خانباجي من نيستن. ولييييييي تأثيرش روي روحيه فمنيستي من ..........موضوع فيلم به نظر من كاملاً واقعيه. واقعيتي تلخ كه زنان و دختران زيادي به نحوي درگيرش هستن.

در واقع داستان كلي فيلم درباره دزديدن دختران، فروش اونها و سرنوشت و زندگي بعد از اونه. نتيجه‌گيري كلي كه از اين فيلم ميشه كرد اينه كه مردها .... هستن. (خوب حالا اينجا حرف بد بزنم تا بياييد سر منو ببريد؟؟؟؟)

ولي خدائيش چهره‌اي كه از مرد توي اين فيلم نشون ميده اينه كه مردها فقط دنبال شهوت هستن. خلاص

زن فقط يك كالاست و در جهت رفع نياز جنسي مرد به كار ميره. واي كه دوباره اون حس بد در من تقويت شد. عين همون احساسي كه با ديدن فيلم مالنا داشتم.

واييييييييي

الان ديگه آخرين نسخه آنتي ويروس مرد روي سيستم من نصب شده.  

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 3 PM |