- با يكي از اقوام صحبت ميكردم. دخترشون دانشگاه ... شبانه يه ليسانس مهندسي گرفت بعد شش سال!! يه وقتي همه جا را پر كرده بود كه ايشون دارن درس ميخونن واسه ارشد و داد و هوار كه ارشد مهندسي خيلي سخته و كلاس اينجور بايد بره و كلاس اونجور.
من: .... جون حالش چطوره؟ خوبه؟
ايشون: ... جون هيچي نخونده!!! آخه يه جا مشغول شده (يه شركت مهندسي!!!!) ميدوني مريم جون واسه مهندسيها ليسانس با فوق ليسانس خيلي فرق نداره!!! كسي كه مهندسي خونده راحت كار گيرش مياد بقيه رشتهها بايد به خاطر دوقرون دو زار برن ارشد بگيرن ولي مهندسها هيچ اجباري ندارن. كار فراوونه
من: (اين چه ربطي به احوالپرسي من داره؟؟؟؟؟)عزيزم اين دوره زمونه اگه علاقه به درس خوندن نداشته باشي و پارتي داشته باشي كه برات كار مناسب با حقوق مكفي گير بياره همون ديپلم گرفتن هم بيخوريه
ايشون: پارتي چيه!!! چند جا بودن كه فقط مهندس ميخواستن. از شركت باباش چند بار تماس گرفتن ولي ... جون نميخواد با باباش بره و بياد. ميخواد مستقل باشه
من:
ايشون: از شركت شوهر ... چند بار زنگ زددن. از شركت برادر خانم .... هم چند بار زنگ زدن. گفت من كارش را دوست ندارم و ....
.........
- چند وقت پيش از طرف شركت ما را بردن مسابقه صد و يك. راستش من چون خيلي تلويزيوني نيستم دقيقاً نميدونستم چي به چيه. همكارها تعريف كردن و منم ترغيب شدم كه اسمم را بنويسم. يه روز شنبه توي شبكه داخلي شركت اعلام كردن كه رأس ساعت سه طبقه همكف باشيد، اتوبوس مياد كه بريم.
توي اتوبوس كه رفتم ديدم به به. همه انگار ميخوان برن جلسه امتحان و ظاهراً سئوالها لو رفته بود!!! هر كسي چند ورق دستش بود و تند تند داشت ميخوند. (سئوالهاي تخصصي از طرف كارشناسهاي خود شركت طرح شده بود و طبيعيه كه به بقيه داده بودن تا همه بخونن و در مورد سئوالهاي تخصصي آبروي شركت نره)
بالاخره رسيديم به محل ضبط برنامه و دور از جون شما عين يه گله .... همه روي حياط ولو شديم. نيم ساعت بعد يه خانم محجبه تشريف آوردن دنبال شركت كننده اصلي. خانم و يا آقايي كه انتخاب ميشد بايد چند تا خصوصيت را همزمان داشته باشه. بينيد واجدين شرايط بايد اين خصوصيات را با هم داشته باشن و ارجحيت هيچ كدوم هم معلوم نبود
مهندس باشن، مهندس باشن، خنده خوشگلي داشته باشن، مهندس باشن، حجابشون هم كامل باشه (در مورد خانمها، چادر و چاقچور)

بالاخره با كلي تبصره ماده و سفارشهاي از قبل شركت چند نفر انتخاب شدن. قبل از ضبط هم سئوالهاي مذهبي را براي همه قرائت فرمودن و وقت كافي دادن تا هر صد نفر با هم مشورت كنن و در صورت نياز با موبايل به چند تا عالم تماس حاصل كنن و جوابها را پيدا كنن كه يك وقت خداي ناكرده آبروي مسلمونيمون به خطر نيفته!!!
چشمتون روز بد نبينه نشون به اون نشوني كه تا ساعت نه شب ضبط برنامه طول كشيد. اينجوري دست بزنيد. اونجا را نگاه كنيد. بگو ميخوام انصراف بدم. كات. بگو ميخوام از فرصت فلان استفاده كنم.
به خدا به همه چي شبيه بود جز مسابقه. يك برنامه هدايت شده كه به صد تا عروسك نياز داشتن. همين. به لطف و مرحمت واحد برنامهريزي شركت يه چيكه آب هم توي اين شش ساعت بهمون ندادن. يكي از خانمها قند خونش افتاد و غش كرد. ميخواستن از اون بالا يكي ديگه را بفرستن جاش اون خانم بنده خدا هم از اون بالا افتاد زمين!!!!
نميدونم چرا وقتي سئوالهاي تخصصي كه اونجور، معارف كه اينجور و ... واسه چي فقط دنبال مهندس ميگشتن. نميدونم شايد به خاطر اينكه بر همگان واضح و مبرهن است كه آي كيوي مهندسين از بقيه بيشتر است
- هفته پيش كنفرانس تأمي مالي پروژههاي صنعت نفت و گاز بودم. توي يكي از پنلها با عنوان " طرح تشكيل صندوق سرمايهگذاري در صنعت نفت" آقاي مهندس .... كه رئيس هيأت مديره جامعه مهندسين كشور هستند كلي آسمون ريسمون در مورد مشكلات مهندسان كشور به هم بافتن و در نهايت اعلام كردن كه اگه صندوق تشكيل بشه ما جامعه مهندسين آمادهايم تا "طرح توجيه مالي اقتصادي" براش بنويسيم!!!!!!! 
يادم مياد اون زمانها كه ما بچه دبستاني بوديم دكتر، مهندس بودن خيلي زياد بود. الان كه ماشااله هزار ماشااله به بركت وجود دانشگاه آزاد، دانشگاه پيام نور، دانشگاه سراسري دورههاي شبانه، غيرانتفاعي، علمي كاربردي و ... هزار هزارتاي ديگه هر رشتهاي كه دلت بخواد و عشقت كشيد دست ميكني توي جيب پر پول بابا و هزينهاش را پرداخت ميكني و تمام. يه زماني بايد درس ميخوندي و تلاش ميكردي تا كنكور قبول بشي. الان سالهاست كه سازمان سنجش هم شده عين يك صندوق صدقه. بسته به كلفتي دمب ويتامين پ عزيز و هزينهاي كه پرداخت ميكني ميتوني از پزشكي و مهندسي ايران و شريف و تهران و ... انتخاب كني تا هر چيز ديگه. سهميهها هم كه خدا بده بركت!!!!!! بعدشم بسته به سليقه و مد روز يه خورده پياز داغ و نمك و فلفل سامسونيت و ريش پرفسوري و مانتو كوتاه و تخته نقشهكشي و روپوش سفيد روي دست به اين حالت و .... بهش اضافه ميكني
پ. ن. نياييد اينجا گله كنيد كه ما هم مهندسيم. به ما حرف بد زدي و از اين گلهگذاريها بدم مياد. فقط خواستم بگم اگه اين جامعه مهندسين فكر نكنن همه كاره هستن باور كنيد اوضاعمون خيلي بهتر ميشه. از وزير و وكيل و مدير عامل و آمپول زن و حقوق دان و مترجم همه و همه شدن مهندس!!!
+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت
12 PM |