تبليغاتX
دیدار

همين مقدار دانيم كه آمديم تا بشويم به نيكوترين وجه در روش، و آمديم تا موم خويشتن خويش را در قالبي با شكوه زينت دهيم.

 

 

ســــحر با بــــاد می‌گفتم حديث آرزومنــــدی        خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کليد گنج مقصود است        بدين راه و روش می‌رو که با دلــــدار پيوندی

 

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 8 AM |

من نميخوام غر بزنم فقط نميدونم چرا بعضي چيزها را نميفهمم. همين!!!!!

 

به عنوان مثال من در درك و هضم جملاتي از اين دسته مشكل دارم:

" توي بازار يه حاج آقايي هست كه صدي دو و هفتاد و پنج پول قرض ميده، خدا خيرش بده كار راه ميندازه و خيلي هم با انصافه. نزول خور ها صدي شش يا هفت ميگيرن"

" توي بنگاه .... يه حاج آقايي هست كه صدي سه و نيم پول قرض ميده، مرد با خداييه"

" مريم جان چرا مامان و بابات نميرن حج؟ آهان آخه ميدوني خداوند هر كسي را براي حج رفتن طلب نميكنه، بايد خيلي با خدا باشي تا بطلبتت"

"حاج آقا يه بيوه پانزده سال كوچكتر از خودش را عقد كرده، ثواب داره به خدا"

" آدم بايد هشتاد ميليون تومن ناقابل زكات مالش را بده به حاج آقا......."

" سفر مشهد جور نشد، بليط گيرمون نيومد، خوب براي اينه كه امام رضا نطلبيدمون"

.............

 

 

اي خداااااااااااااااا

چی ارزشه؟؟

اينجا كجاست؟؟؟؟؟

 

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 5 PM |

آمده‌ام كه باشم، كه ببينم و بودن را تجربه كنم. من خودم خواستم كه بيايم. حتي بعد از اين همه سال. خواستم كه بيايم و به دست بيارم آنچه را بار قبل استحقاق داشتنش را نداشتم و به من ندادند.

 

پس هستم، تلاش ميكنم، به دست مي‌آورم، در بغل مي‌گيرم و اين بار تمام مي‌شوم.

 

خدا را اي نصيحت گو              حديث مطرب و مي گو

كه نقشي در خيال ما            ازين خوشـــتر نميگيرد

+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 9 AM |