تبليغاتX
دیدار

خوب چهاشنبه رسيد و از اون مهمتر عصر چهارشنبه رسيد. اين هفته سرم خيلي خلوت بود. ارامش قبل از طوفان. هفته ديگه قراره پوستم كنده بشه ولي فكر تعطيلي كلي انژي توي آدم ايجاد ميكنه. نه اينكه بخوابم  نه اصلاً

دو روز تعطيل آخر هفته براي من يعني تميز كردن، فيلم، مرتب كردن، كتاب، خريد، جارو، فيلم، اتو، كتاب، خياطي، پازل، آشپزي، فيلم، پارك، مهمان و انجام ليست كارايي كه توي هفته چندين بار بهشون فكر كردم. در عوض جمعه شب حس دوگانه‌اي داري. از يك طرف، وقتي حس ميكني كلي كاراي مونده هفته را انجام دادي، ميتوني لم بدي به مبل و يه چايي داغ بخوري و از طرف ديگه فكر فردا كه شنبه است و كار و...

تكرار ميشه فقط بايد شاد بهش نگاه كني و جوري باهاش برخورد كني كه تكراري نشه.

 

 *****************************************************************

-    خانم همسايمون از دست همسرش به ستوه اومده. بنده خدا آلزايمر شديد داره و بدتر اينكه بسيار بدخلق و عصبي هم شده و همه را آزار ميده. پير شدن خيلي بده. من كه تصميم گرفتم به همراه همسر جان وقتي پير شديم با هم بريم خانه سالمندان. آخه اگر تنهايي بريم يه وقت ديدي مثل فيلم Away from her شد و .....

 -    بعد از مدتها امروز از انجام دادن يك كار با مدير عاملمون لذت بردم. نميدونم من دارم عوض ميشم يا او يا هر دو تامون. اميدوارم موقتي نباشه

 -       من زائري تشنه زير بارون .............

 چه مستيست ندانم كه رو به ما آورد                كه بود ســاقي و اين باده از كجا آورد

تو نيز بــــاده بدست آر و راه صحرا گير                 كه مرغ نغمه‌سرا ساز خوش نوا آورد

دلا چو غنچه شكايت ز كار بسته مكن                  كه باد صبح نســــيم گره‌گشـا آورد

 

+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 4 PM |

توي يه فيلم ديدم كه بزرگترين درس زندگي يك پدر به پسرش اين بود كه:‌ بزرگترين گناه دزديه. حتي دروغ گفتن هم دزديه چون تو حقيقت و راستي را از طرف مقابلت دزديدي و...

واقعاً وقتي توي زندگي خودمون دقيق نگاه ميكنم ميبينم كه در زندگی روزمره همه، آثاری از اين دزدي به وضوح دیده میشه. البته درجه اين دروغگویی در مکان‌ها و در موقعيتهاي مختلف تغییر می‌کنه. به دوستمون دروغ ميگيم، به پدر و مادرمون، به همكارامون، توي روابط اقتصاديمون، اجتماعيمون و ....

مگر دزدي بد نيست؟ پس چرا ما شرم نمي‌كنيم؟؟

جالبه كه همه ما هم ميدونيم دروغ بده. مگه از بچگي بهمون ياد ندادن دروغ نگيم حالا چرا بزرگ شديم يه اسم ديگه روش ميذاريم و  حلالش ميكنيم. مثلاً‌ ميگيم خالي‌بنده، لاف ميزنه و يا هر چيز ديگه

چرا بايد براي بعضي افراد، قسم خوردن نشانه راست گفتاري باشه. البته اين قسم هم انواع مختلف داره. از خدا و پيغمبر و قرآن تا جون افراد دور و نزديك. در واقع شدت و ضعف و ميزان تعصب هر كدوم از ماها به "دستاويز قسم" بهونه‌اي ميشه براي ميزان راستي ما. مثلاً فلاني وقتي ميگه به جون تنها بچه‌ام يعني ديگه داره راست ميگه و ....

اوه. فكر كنم اين هم مال دنياي آدم بزرگها باشه.

****************************************************************************

گر من از ســــرزنش مدعيان انديشم                          شيوه مســتي و رندي نرود از پيشم

زهد رندان نوآموخته راهي بدهيست                         من كه بدنام جهانم چه صلاح انديشم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 4 PM |

از سر شب توي اين فكرم كه چرا ما آدمها به هم كمك ميكنيم؟ وقتي جاتو توي اتوبوس، مترو، صف و ... ميدي به يه آدم مريض دليلت چيه؟ وقتي با همسايه مسنت تماس ميگيري و احوالش را ميپرسي و در آخر قسمش ميدي كه اگر شبي نصفه شبي مشكلي داشت حتماً باهات تماس بگيره، براي چي؟ دلت براش ميسوزه؟ واسه چي؟ روزي را ميبيني كه تو توي اون موقعيت باشي و نيازمند كمك بقيه باشي؟ حس غرور؟ به خاطر كمك به بقيه؟

شايد به بقيه كمك ميكنيم تا يكي هم به ما كمك كنه؟ شايد به يه نفر كمك ميكنيم تا او هم در يه موقعيت به ما كمك كنه؟ در واقع با كمك و ياري به بقيه در خودمون اين توقع را به وجود مياريم كه بقيه دست ما را بگيرن؟ در واقع غير مستقيم به خودمون كمك ميكنيم؟ چه از خود‌راضي؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 11 PM |

تعطیلات نوروزی تمام شد. فردا بايد برم سرکار و فكر نميكنم سرم خلوت باشه و ...

براي امسال تصميم گرفتم در محيط كارم نيمه پر ليوان را ببينم. توي كتابها و مقاله‌هاي روانشناسي و غيره نوشته مثبت انديشي زندگي را شيرين ميكنه و من تصميم گرفتم كه زندگي كاريمو مثل عسل بكنم فقط اميدوارم دست و پامو اين عسل خانم نچسبونه به هم كه ...

به قول يكي از دوستام بعضي درسها را آدم توي محيط خونه با پرداخت هزينه خيلي كم و شايد هم مجاني ياد ميگيره، اگر نشد مياد دانشكده و با يه هزينه بيشتر ياد ميگيره، باز هم اگر نشد توي محيط كار با هزينه خيلي بيشتر و اين روند و پرداخت هزينه همچنان ادامه داره. البته من معتقدم كه بعضي درسها را آدم هيچ وقت ياد نميگيره شايد چون تلاش نميكنه شايد هم نميخواد چون...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم در و ساعت 10 PM |